جلال جلالى زاده

25

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

بيضاوى در تعريف اصول فقه گفته است : شناخت ادله‌ى كلى فقه ، طرق استفاده از ادله‌ى جزيى و حال و اوصاف استفاده‌كننده ، يا قواعدى هستند كه مجتهد به وسيله‌ى آن‌ها احكام شرعى عملى را از ادله‌ى جزيى استنباط مىكند . 2 - موضوع علم اصول فقه موضوع هرعلمى عبارت از چيزى است كه در آن علم راجع به عوارض ذاتى آن بحث و گفت‌وگو مىشود و چون در علم اصول فقه درباره‌ى ادله استنباط احكام بحث مىشود ، پس موضوع اين علم عبارت است از ادله ، اما اصوليان در اين‌باره متفق نيستند و چهار ديدگاه وجود دارد : ديدگاه اول : موضوع اصول فقه ادله‌ى سمعى است كه مذهب جمهور است . ديدگاه دوم : ادله و احكام شرعى است كه ديدگاه صدر الشريعه از حنفيه است . ديدگاه سوم : احكام شرعيه از حيث ثبوت آن‌ها به وسيله ادله و آن‌ها احكام تكليفى هستند و اين ديدگاه برخى از حنفيه است . ديدگاه چهارم : موضوع آن ، ادله ، ترجيح و اجتهاد است كه ديدگاه برخى از متأخرين شافعيه است . 3 - فايده علم اصول فقه فايده و غرض از علم اصول فقه عبارت از دانستن احكام شرعيى است كه از ادله‌ى جزيى استنباط شده باشند ، مانند وجوب و حرمت . همچنين نيز توانايى استنباط احكام شرعى و استخراج تكاليف شخصى دينى از روى ادله‌ى آن‌ها مىباشد . 4 - جايگاه علم اصول فقه علم اصول فقه از مهم‌ترين ، ارزش‌مندترين و مفيدترين علوم شرعى است ؛ چون وسيله‌ى فهم كتاب خدا و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و استنباط احكام از آن‌دو مىباشد . و ارزش وسيله به ارزش هدف است و چون فهم دين هدف است وسيله‌ى رسيدن به آن ، كه اصول فقه است حكم آن را دارد .